محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5181

تاريخ الطبرى ( فارسي )

گويد : ياران محمد بيامدند و شتران را پى كردند كه كجاوه هاى آن بيفتاد و علويان را بكشتند و هزيمتشان كردند . گويد : آنها از ميان تپه ها آمده بودند ، كسانى كه از سمت محمد بن سليمان آمده بودند كمتر بودند ، بيشترشان از سمت موسى بن عيسى و ياران وى آمده بودند و شكست در آنها افتاد . وقتى محمد بن سليمان از كسان سمت خويش فراغت يافت و پراكنده شدند ، به مجاوران موسى بن عيسى نگريستند و ديدندشان كه چون گلوله نخى فراهم بودند و قلب و پهلوى راست به دورشان پيچيده بود . آنگاه راه مكه گرفتند و نمىدانستند وضع حسين چيست . در ذى طوى يا نزديك آن بودند كه ناگهان يكى از مردم خراسان را ديدند كه مىگفت : « بشارت ، بشارت » اينك سر حسين كه آن را بيرون آورد كه ضربتى بر سراسر پيشانى داشت و ضربتى ديگر به پشت . گويد : وقتى كسان از نبرد فراغت يافتند نداى امان دادند . حسن بن محمد ، ابو الزفت كه يكى از چشمان خويش را كه در اثناى نبرد آسيبى ديده بود ، به هم بر نهاده بود بيامد و پشت محمد و عباس بايستاد ، موسى بن عيسى با عبد الله بن عباس سوى وى رفت و دستور داد كه او را بكشتند . محمد بن سليمان از يك راه وارد مكه شد و عباس بن محمد از راهى ديگر ، سرها را بريدند كه يكصد و چند سر بود از جمله سر سليمان بن عبد الله بن حسن و اين به روز ترويه بود ، خواهر حسين را كه همراه وى بوده بود گرفتند و به نزد زينب دختر سليمان جاى دادند . گويد : هزيمتشدگان با حج گزاران بياميختند و برفتند ، سليمان بن ابى جعفر بيمار بود و در نبرد حضور نيافت ، عيسى بن جعفر آن سال به حج آمده بود يكى نابينا با ياران حسين بود كه براى آنها نقل مىگفت كه كشته شد ، هيچ كس از آنها دست بسته كشته نشد . ( 198 حسين بن محمد گويد : موسى بن عيسى چهار كس از مردم كوفه و وابسته اى از آن بنى عجل و يكى ديگر را به اسيرى گرفت .